پاسخنامۀ تشریحی مرحلۀ ۲ دورۀ ۳۰ – المپیاد ادبی
دریافت کارت آزمون
2017-04-16
نمایش همه

پاسخنامۀ تشریحی مرحلۀ ۲ دورۀ ۳۰

 

تاریخ ادبیات

۱. گزینه  ۱/ سیف فرغانی هر چند تقریبا با مولانا هم زمان و نزدیک به قونیه بود اما با وی مراوده ای نداشت و سعدی را می ستود و با وی مکاتبه داشت.

۲. گزینه  ۳/ عشاق نامه نام دیوان او نیست بلکه نام یک مثنوی اثر اوست.

۳. گزینه  ۲/ فعل جمله باید نمانده است باشد.

۴. گزینه  ۴

۵. گزینه  ۴/ همه ی گزینه ها به جز ۴ در مورد محمد تقی بهار است.

 

ادبیات

۶. گزینه  ۴

۷. گزینه  ۲/ در همه ی گزینه ها فعل در معنای سر می رند است اما در دو به معنای تمام می شود.

۸. گزینه ۲/ در ۱و ۳ اشاره به پرهیز از خودنمایی و در ۴ پرهیز از کلام بدون فکر گفتن

۹. گزینه  ۲/

۱۰. گزینه ی ۳

۱۱. گزینه  ۳/ در این بیت تشبیه از نوع تفضیل است و شاعر مشبه را در صفتی از مشبه به برتر دانسته است.

۱۲. گزینه  ۱/ در ۲: از سر خود بازکردن / در ۳. از هول هلیم در دیگ افتادن / در۴: از آب و گل درآمدن

۱۳. گزینه  ۴/ ۱: کرد و گرد جناس و ساز مجاز / ۲: سرم و برم جناس و سر مجاز / در ۳: حلق و خلق جناس و حلق مجاز

۱۴. گزینه  ۳/ در این گزینه سرو استعاره ی مصرحه از مشوق است.

۱۵. گزینه  ۴/ ۱: باران : اشک / ۲: به : بهتر و میوه ی به / ۳: سر: مجاز

 

زبان فارسی

۱۶. گزینه  ۱/ همه ی گزینه ها احترام در خطاب هستند اما یک در مورد گوینده است.

۱۷. گزینه  ۲/ طبع تک هجایی / ۱: تک.رار / ۳: ح.کیم / ۴. ل.به

۱۸. گزینه  ۴/ همه ی جمله ها سه جزیی و جمله یاین گزینه چهارجزیی است.

۱۹. گزینه  ۴/ فعل مرکب است.

۲۰. گزینه  ۲/ قسم می خورم و من به ترتیب به قرینه ی معنایی و لفظی حذف شده اند.

 

شاهنامه

۲۱. گزینۀ ۲/ بخش‌های مشخص‌شده در سایر گزینه‌ها، متمم هستند: تیغ کینه کشیدن بر تو بایسته است؛ به‌جز خداوند دستگیر نمی‌خواهم»؛ برای راه سیستان آماده شد.

۲۲. گزینۀ ۲/ من… کشیدی = من… می‌کشیدم / حمل می‌کردم.

اوّلاً «ی» در کشیدی، به‌مناسبت «اگر…» (بیان شرط) آمده است و شناسۀ فعل نیست؛ ثانیاً پس از کنارگذاشتن «ی» شرط، در فعل «کشید»، طبق توجیهات سنّتی، شناسۀ اول‌شخص مفرد (ـم) به‌قرینۀ نهاد جدا (من) حذف شده است! البته احتمالاً این توجیه، صحیح نیست؛ بلکه آنچه در این بیت فردوسی دیده می‌شود، بازماندۀ نوعی صرف فعل در زبان فارسی میانه است که شناسه برای هیچ شخص‌وشماری در انتهای برخی افعال نمی‌آمده است: من کشید، تو کشید، او کشید…

۲۳. گزینۀ ۳/ بخش مشخص‌شده در همۀ گزینه‌ها «نهاد» و در گزینۀ ۳، «مفعول» است (هیچ‌کس آنجا شدن را همایون ندارد).

۲۴. گزینۀ ۱/  «پناه» فعل امر از مصدر «پناهیدن» (پناه بردن) است.

۲۵. گزینۀ ۲/  معنی صحیح سایر گزینه‌ها: ۱. چه کسی می‌دانست گه آیا باز هم او را خواهند دید [یا نه]؟ ۳. خالی کردند؛ ۴. تا سیستان.

۲۶. گزینۀ ۱/ در این گزینه، درّنده شیر، حقیقتاً شیر وحشی بیشه است که در خان نخست حضور دارد.استعاره‌های مصرحه در سایر گزینه‌ها: ۲. نهنگ بلا = شمشیر؛ ۳. کوه = دیو سپید؛ ۴. (مصراع دوم) پیل = رخش؛ اژدها = نیزه.

۲۷. گزینۀ ۳/  زمانی منتظر ماند، درحالی‌که تیغ را در چنگ (دست) گرفته بود.

۲۸. گزینۀ ۳/ بیت «ب»: همچنین از منوچهر و از کیقباد ـ که مازندران را یاد نکردند ـ …

بیت «ج»: تمام شب خوش گذراندند. صبح زود ـ که از خواب برخاستند ـ …

۲۹. گزینۀ ۳/ این بیت از زبان زال (خطاب به کی‌کاوس) است. بیت‌های دیگر همگی از زبان کی‌کاوس (خطاب به زال) هستند.

 

بلعمی

  1. گزینۀ ۳/ تروّی به معنای اندیشه است. متاسفانه در گزینۀ چهارم فراموش شده که کلمۀ «کارستان» مشخّص شود.

۳۱.گزینۀ ۳

۳۲.گزینۀ ۴

۳۳.گزینۀ ۲/ «خودش» در جملۀ «خودش به ملک عراق نشست»، «داد می­زد» ساخت­های زبانی نوتری هستند و با ویژگی­های زبانی کهن بلعمی تطبیق ندارند.

۳۴.گزینۀ ۴/  گزینۀ ۱: عرض بازدادن به معنای سان دیدن از سپاه است./ گزینۀ ۲: برابر آمدند: روبه­رو شدند./ گزینۀ ۳: ناموس او بشکن: آبروی او را ببر.

  1. گزینۀ ۳/ تا در صورت سوال و این گزینه قصد و هدف را نشان می­دهد.

 

ویس و رامین

  1. گزینۀ ۳/بخش­های مشخص شده در گزینه­های ۱ و ۴، باید طولانی و همراه با کشش خوانده ­شوند. درحالیکه در گزینه ۳، هجای «بی» در تلفظ، معادل یک هجای کوتاه (بِ) است.

نکته: در دفترچه منتشر شده، گزینه ۲ این سوال بخش مشخص شده ندارد.

گزینۀ ۳/

در این گزینه استدلال شاعرانه­ای دیده نمی­شود. اگر روزی عاشق به معشوق برسد، او به دلیل جفاکاری­های گذشته در حق عاشق شرمنده خواهد شد.

بررسی حسن تعلیل در سایر گزینه­ها:

  • دلیل پایداری مهر معشوق، گرانی و سنگینی دل عنوان شده است.
  • دلیل در خواب آمدن معشوق، افزودن حسرت برای عاشق است.
  • دلیل خوشبویی باد، شادی و تندرستی معشوق است.
  1. نۀ ۴/ تمثیل در لغت به معنای مثل آوردن یا تشبیه کردن چیزی به چیز دیگر همراه با مثال است. وقتی گوینده‌ای برای بیان مقصود خود، مطلبی حکمی به کار برد که ادعای او را اثبات کند، تمثیل به وجود می­آید. در گزینۀ ۴، با یک تشبیه عادی مواجهیم.

بررسی تمثیل در سایر گزینه­ها:

  • رنگ بستن به دست و پا
  • پاکی و خوشبویی گلاب
  • تلخی کبست (حنظل)
  1. گزینۀ ۴/ بررسی سایر گزینه­ها:
  • تاب: حرارت
  • بدان سر: در ابتدای عاشقی
  • تو همچون سندسی: تو مانند ابریشم و دیبا هستی.
  1. گزینۀ ۲/
  • به کام دشمنان در آتشم سوخت: به میل و مراد دشمنان، مرا در آتش سوزاند.
  • افسونگر ببستش: جادوگر، او را جادو کرد.
  • صبرم ربود آزار دوری: آزار دوری، طاقت و شکیبایی­ام را گرفت.
  1. گزینۀ ۴/در این بیت، وصف زیبایی و قامت بلند رامین آمده است، نه ویس. در ابیات دیگر به ترتیب از زیبایی ویس با تعبیراتی همچون گلستان، خور و سر یاد شده است.
  2. گزینۀ ۱/در گزینۀ ۱، اغراق نسبت به سایر گزینه­ها بیشتر است؛ زیرا اغراق منجر به امری محال شده است (از شدت ضعف، ویس دیگر قابل مشاهده نیست.) حال آنکه در گزینه­های دیگر، اغراق در محدودۀ امور ممکن و طبیعی رخ داده است.
  3. گزینۀ ۳/توضیح نادرستی سایر ابیات:
  • «کِم» در این گزینه، مخفف «که من» بوده و معنای مصراع چنین است: از بس که دلم به تو آرزومند است.
  • کلمۀ «نیازی» به معنای معشوق است: من نیز مانند تو معشوق بودم.
  • ببخشای در این مصراع به معنای «ترحم کن» است.
  1. گزینۀ ۳/ بررسی نهاد در مصراع دوم گزینه­ها:
  • برگ و ریگ و ماهی
  • رخم
  • نهاد در مصراع دوم این گزینه محذوف است: مرا (دل) باری به کام دشمنان است. (نهاد: دل من)
  • نشانی

 

تذکره الاولیا

  1. گزینۀ ۳ /گزینۀ اول را هم می­توان درست دانست، مگر این که «پیوسته­کاری» را یک کلمه بخوانیم و آن را «پیوند دادن چیزها» معنی کنیم. /گزینۀ ۲: شایستۀ کاروان­سراداری هستی / گزینۀ ۴: تعلل اصطلاحی عرفانی است البته بااینکه در فرهنگ‌های لغت نیامده است، نگارنده حدس می‌زند «تعلل» در این جمله، به‌معنای «خود را به بیماری زدن» باشد و هم‌ریشه با «علت» در معنای بیماری)؛
  2. گزینۀ ۴/گزینۀ ۱: مرا از این غمی نیست: من از این ناراحت نیستم / گزینۀ ۲: رابعه در روز خدمت ارباب خود را می­کرد نه خدمت خدا را. «تا روز» هم «تمام روز» معنی شده­است. / گزینۀ ۳: «من کلوخی و آن­ خانه سنگی» : من کلوخی بیش نیستم (به سبب آفریده­شدن انسان از خاک)، وخانۀ کعبه سنگی بیش نیست.
  3. گزینۀ ۱ / در این متن، «افسوس داشتن» را بنابر سیاق کلام باید به معنای «ریشخند و تمسخر کردن» گرفت، هرچند این معنا در فرهنگ‌ها برای این ترکیب ذکر نشده است و آنچه در این معنا آمده، «افسوس کردن» است. فرهنگ‌ها برای افسوس «داشتن» معنای «دریغ و حسرت خوردن» ذکر کرده‌اند که البته با سیاق کلام سازگار نیست.
  4. گزینۀ ۴/«شکنندۀ کالا خریدار باشد» یعنی کسی که ارزش کالا را پایین می­آورد (و با اصطلاح چانه می­زند) نشان می­دهد که خریدار است.
  1. گزینۀ ۲/رابعه کارد را (چون وسیلۀ بریدن و جدا کردن است) به فال بد می­گیرد.

 

فرخی

  1. گزینه ۱/ تنها در گزینۀ ۱، تکواژ «ی» اشتقاقی و از نوع نسبی است. «کاری» در این گزینه به معنای کارآمد و محکم است. در گزینۀ ۲ و ۴، «ی» از نوع شناسه و در گزینۀ ۳ از نوع نکره است. بنابراین در این گزینه­ها کلمۀ «کاری» مشتق نیست.
  2. گزینۀ ۲/ در گزینۀ ۲، کلمۀ «باری» به معنای خداوند و در سایر گزینه­ها به معنای البته یا القصه و به هرحال است.
  3. گزینۀ ۱ / موارد نادرست در سایر گزینه­ها:

۲) از فقر و نداری «آن­ها» باکی ندارد. ← از فقر و نداری «خود» باکی ندارد.

۳) کوکنار: خشخاش و شربت آن که خواب­آور است.

۴) معنای درست بیت: هر کس (در هنگام رنج و ناراحتی امیر از روی شادی) می خورد، روزگار به می دستور داد که باعث رنج و زحمت آن می­خورنده بشود.

  1. گزینۀ ۱ / در گزینه­های ۲ تا ۴، پرسش­ها از نوع انکاری هستند و با گزینۀ ۱ تفاوت دارند:

۲) جان را چه خطر باشد؟ ← جان ارزشی ندارد.

۳) که دانست؟ ← کسی نمی­دانست.

۴) چرا عرضه کنم؟ ← عرضه نمی­کنم.

  1. گزینۀ ۱/ گزینه­های ۲ تا ۴ در مدح بخشش و سخای ممدوح هستند؛ در حالیکه گزینۀ ۱ صرفاً به توصیف خلق نیک او می­پردازد.
  1. گزینۀ ۴/ توضیح درست گزینۀ ۴: هنر او از قطرات باران نیز افزون است. (حتی اگر بتوانی قطرات باران را نیز بشماری، هنر او را نمی­توانی بشمری.)
  1. گزینۀ ۱/ شلیدن به معنای درآویختن و چنگ زدن است. معنای بیت: چه تو ثروت او را بخواهی و چه نخواهی، با گذشتن از منزل او بخشش او به تو می­رسد.
  2. گزینۀ ۴/ توضیح درست گزینۀ ۴: هر روز بخشش تازه­ای می­کنی و با این کار به خزانه­ات زیان می­رسانی.
  3. گزینۀ ۱/ شریطه و تأبید به معنای دعا برای ابدی ماندن ممدوح همراه با قرار دادن شروطی است. در گزینۀ ۱ این دعای ابدی و شرط گذاشتن دیده نمی­شود. بررسی سایر گزینه­ها:

۲) شرط: تا زمان درخشش ستارگان آسمان در هر شب (تا ابد) ← تأبید: تو بادی…

۳) شرط: تا زمانی که قدرت شیر و آهو و نژاد انسان و جن با هم تفاوت دارد. (تا ابد) ← تأبید: شاد بادی…

۴) شرط: تا هنگامی که برای کندن کوه، کوهکن به تیشه نیاز دارد (تا ابد) ← تأبید: تو شادان زی…

  1. گزینۀ ۲/ در گزینه­های ۱، ۳ و ۴ «ی» از نوع شناسه و در گزینۀ ۲ از نوع مصدری است.

 

کلیله و دمنه (باب شیر و شغال)

۶۰. گزینۀ ۴/  «تمام» طبق شرح مینوی به معنای «کافی ، بس» است. (ص ۳۱۵)

  1. گزینۀ ۱/ معنای عبارت «بر خرد خویش بازانداخت»، «رجوع کرد، احاله داد» است. (ص ۳۲۲)
  2. گزینۀ ۴/ اغلاط بقیۀ گزینه‌ها به ترتیب ۱. ترّدد: شک و تردید؛ ۲. خطر: ارزش و اهمیت؛ ۳. مشکلِ منطق معنایی دارد. در توضیحِ اشتباه گزینه آمده است که دوری از خدمتِ چنان پادشاهی جان فدا کردن است؛ درصورتی که معنای صحیح این است که خدمت به چنان پادشاهی جان‌ فداکردن است و دوری از آن واجب است.
  1. گزینۀ ۴٫

مضمون بیت چنین است: «امور و مسئله‌های کوچک به‌تدریج و با پیوستن به هم به مسائلی بزرگ مبدل می‌شوند که جبران آن ممکن نیست.» این مضمون مانند گزینۀ چهار است که می‌گوید: «حرف‌های باطل انسان‌های غرضمند را هرچند موجز و مختصر، نباید شنید؛ زیراکه به‌تدریج زیاد

می‌شوند و باعث بروز مشکلاتی می‌گردند.» (ص ۳۲۴ـ۳۲۵)

  1. گزینۀ ۱/ استنباط صحیح از این عبارت چنین است: «من هر روز سر و جان تازه‌ای ندارم که [به هر بهانه‌ای] از دست بدهم.» (ص ۳۲۷)
  2. گزینۀ ۳ / «طلب مخرج از بدکرداری» یعنی «طلب‌کردن رهایی و خلاصی از کردار بد و ناپسند». (ص ۳۲۴)

 

سعدی

۶۶. گزینۀ ۲/ مصراع دوم بیت اشاره به رسم صوفیه دارد. «به غرامت برخاستن» نوعی تنبیه است که اگر صوفی در سیر و سلوک خود، دچار لغزش می‌شد، می‌بایست به فرمان مرشد خود، به‌عنوان

مجازات، نزدیک در، روی یک پا بایستد. در این بیت نیز شاعر می‌گوید که در باغی که معشوق زیباروی بنشیند، سرو باید تنبیه شود؛ زیرا که معشوق از او معتدل‌تر و راست‌قامت‌تر است.

  1. گزینۀ ۳/ کنایۀ بیت‌ها به‌ترتیب چنین است: ۱. بازار شکستن کنایه از رواج و رونق انداختن؛ ۲. دست از چیزی داشتن کنایه از ترک و رها کردن آن؛ ۴. جان بر لب بودن کنایه از بی‌قرار و نزدیک به موت بودن؛ چشم بر چیزی داشتن کنایه از منتظر بودن.
  2. گزینۀ ۲/ در همۀ گزینه‌ها واو عطف است؛ اما در گزینۀ ۲، واو معیت.
  3. گزینۀ ۴/ مضمون صحیح بیت‌ها به‌ترتیب چنین است: ۱. ناشکیبی عاشق؛ ۲. توصیه به تسلیم در برابر خصم (معشوق)؛ ۳. عاشق‌کشی و بی‌اعتنایی یار.
  4. گزینۀ ۲/ جناس در بقیۀ گزینه‌ها به‌ترتیب چنین است: ۱. رای / روی (جناس ناقص اختلافی)؛ ۳. می‌کُشم / می‌کَشم (جناس ناقص حرکتی)؛ ۴. راست / راست (جناس تام).
  1. گزینۀ ۳/ «ت» در گزینۀ سه مفعول یا متمم است (دیدۀ هر بی‌بصر تو را / در تو تأمل نکند) و در بقیۀ گزینه‌ها مضافٌ‌الیه (برود صحبت از دلت؛ زود ندهیم دامنت را از دست؛ گوش کنم به قولت).
  2. گزینۀ ۲/ جملۀ تمثیلی گزینه‌های دیگر: ۱. در سرای نشاید بر آشنایان بست؛ ۳. خرما بر نخیل است؛ ۴. هر گیاهی که به نوروز نجنبد، حطب است.
  3. گزینۀ ۲/ در گزینۀ ۲، «سعدی» مناداست؛ اما در بقیۀ گزینه‌ها، نهاد محسوب می‌شود.
  1. گزینۀ ۳/ نوع دستوری کلمۀ پایانی در گزینۀ ۳ «فعل» است و در گزینه‌های دیگر، «اسم» (مصدر مرخم)
  2. گزینۀ ۱/ معنای صحیح گزینه‌ها: ۲. وقتی‌که دیدم چشم مست تو ساحری می‌آموزد، روزگار به من شاعری (سحر حلال) را یاد داد (چشمان افسونگر و خمارآلودت مرا شاعر کرد)؛ ۳. بلا و فتنۀ عشق تو، پایه‌ و ریشۀ پرهیزکاری را چنان برکند که صوفی خانقاه و هم‌چنین تقوا و پارسایی را رها کرده، قلندر شد و بی‌قیدوبندی را پیشه کرده است؛ ۴. هزار بلبل نغمه‌سرای عاشق و شیفته، باید از تو سخن‌گفتن به زبان دری بیاموزند.
  3. گزینه ۴/ گزینه ۱: در گردن آوردن یعنی در آغوش گرفتن.

گزینه ۲: به این امید که بذر محبت را در دلت بکارم. در بیت جابجایی ضمیر هست.

گزینه ۳: در پایت هر دم اشک از دیده بریزم. در بیت جابجایی ضمیر هست.

  1. گزینه ۱/ دعا و ثنایی که شاعر از آن سخن می‌گوید وصف زیبایی معشوق است و همین وصف زیبایی می‌تواند آیینه‌ی خدای‌نمایی باشد که در بیت بعدی آمده است. یعنی این ثنا آیینه‌ای است که در آن زیبایی تو پدیدار است و زیبایی تو نیز صنع خداست، پس ثنای من آیینه‌ی خدای‌نماست.
  2. گزینه ۲/ «تا» یعنی «برای اینکه» و «نوا» یعنی «گروگان».
  1. گزینه ۲ و ۴٫ (کلید: گزینه ۴)/ شروح معانی مختلفی برای کنایه‌ی «سر و خشت» آورده‌اند. این معنی را که سر مدعی با خشت فرقی ندارد چون نادان است هم شارحانی همچون خطیب‌رهبر و هروی ذکر کرده‌اند.

در گزینه‌ی ۱ «درنمی‌گیرد» یعنی «اثر نمی‌کند» و گزینه‌ی ۳ یعنی اگر ناسزایی گفته شد مهم نیست.

  1. گزینه ۳ و ۴ (کلید: گزینه ۴)/ در بیت هیچ نشانی از خامی گل سرخ نیست.ا
  2. گزینۀ ۲ / در این بیت حافظ خارج از خانۀ معشوق ایستاده و از هجران او می­گرید. معشوق به حوری، قصر او به قصرهای بهشت و اشک­های حافظ به چشمه­های بهشت تشبیه شده است.

۸۲٫گزینۀ ۱/مصراع دوم این بیت سوالی خوانده می­شود: چه کسی آگاه است که تقدیر چه بر سرش می­آورد؟

۸۳٫گزینۀ ۲/ در گزینۀ یک رنگ در مصراع اوّل با رنگ در مصراع دوم جناس تام دارد. در گزینۀ سوم خطا (اشتباه) و خطا (نام سرزمین) با هم جناس دارند. در گزینۀ چهارم بهشت (جنّت) با بهشت (از مصدر هشتن، به معنای رها کرد) جناس تام دارند.

 

۸۴٫گزینۀ ۱/ در بیت نخست شراب و شاهد و رندی تقابلی ندارند، بلکه در یک بافت قرار دارند. در گزینۀ دوم صومعه عبادگاه مسلمانان و کنشت عبادتگاه غیرمسلمان­هاست. در بیت سوم موردی مشخّص نشده، ولی احتمالا تسبیح که ابزار مسلمانان است با زنّار که کمربند غیرمسلمانان است تقابل دارد. در گزینۀ چهارم خم ابروی ساقی به عنوان نماد عشق در برابر محراب امامت به عنوان نماد زهد قرار می­گیرد.

۸۵٫گزینۀ ۱/ نوع «ی »در گزینه­ها: گزینۀ ۱: مصدری / گزینۀ ۲ نکره/ گزینۀ ۳ نکره / گزینۀ ۴ نکره

۸۶٫گزینۀ ۲/  در بیت یکم ت مضاف­الیه مژه نیست. می­توانیم بگوییم «بایدت سفت» یا «تو را باید سفت». در گزینۀ دوم ش مفعول است و جابه­جایی ضمیر ندارد. در گزینۀ سوم ش در «نابش» مضاف­الیه کام است. در گزینۀ چهارم م در «سیاهم» مضاف­الیه مقصود است.

  1. گزینه ۲/ خوررنگ شخصیتی تیپیکال و کلیشه‌ای نیست. در طول داستان نیز تماماً رفتار انفعالی ندارد و فرار او نمونه‌ای از واکنش فعالانه‌ی اوست. در رفتار او عملی که نشانه‌ی پشت پا زدن به عقاید سنتی باشد دیده نمی‌شود.
  2. گزینه ۱/ سوم‌شخص نامحدود همان دانای کل است که به ذهنیت همه‌ی شخصیت‌ها دسترسی دارد. اما سوم‌شخص محدود یعنی سوم‌شخصی که تنها افکار یک شخصیت را روایت می‌کند.
  3. گزینه ۳/داستان به طور کلی تنهایی و درماندگی کوکب سلطان را روایت می‌کند و برف هم به‌سبب اینکه می‌تواند مانع بیرون آمدن او از خانه شود، این تنهایی را تشدید می‌کند.
  4. گزینه ۲/ البته در سایر گزینه‌ها صفاتی هست که با شخصیت‌های داستان متناسب است اما آنچه پررنگ‌تر است و داستان بیشتر بر آن تأکید کرده دورویی و بدگویی است.
  1. گزینه ۲/ گفتگو در بسیاری از قسمت‌های داستان از جمله در همان ابتدا نقشی مهم دارد و کشمکش داستان را به پیش می‌برد.
  2. گزینه ۲/ کاربرد ترکیب‌هایی چون «دم که» و «جا که» (به جای آن دم که و آن جا که) از ویژگی‌های سبکی زبان نیما است. سایر گزینه‌ها از نظر زبان شاخص و متمایز نیستند.
  3. گزینه ۲/ آشکار است که افسانه شعری بسیار مبهم است که مخاطب را دچار تأمل و حتی سردرگمی می‌کند.
  4. گزینه ۴/ افسانه با وجود ماهیت مبهم و انتزاعی خود،‌ آن‌جهانی نیست. در بخشی از مجموعه حتی شخصیت عاشق به عشق عرفانی انتقاد می‌کند و آن را دروغین می‌خواند.
  5. گزینه ۲و ۴٫ (کلید: گزینه ۴)/ افسانه شعر آزاد نیست و واژه‌های «گفت» و «گفتا» هم نقشی در شکل دادن به وزن ندارند زیرا شعر ساختاری نمایشی دارد. گزینه‌های ۲ و ۴ صحیح هستند چون ساختار قافیه در بندهای مختلف افسانه یکسان نیست اما مصراع‌ها طول یکسان دارند.

 

عربی

  1. گزینه ۲ / «تجرّبَـ» فعل مضارع است و با حرف ناصبۀ «حتّی» منصوب شده­است.

«إمرأ» مفعول «لاتحمدنّ» و منصوب است. در «لا تذمّنَّ» یک نون تأکید ثقیله داریم که مفتوح است. حرف ماقبل نون تأکید ثقیله، مفتوح تلفّظ می­شود. «غیر» مجرور به حرف جرّ است.

  1. گزینه ۴/ ترجمۀ بیت: پس اگر در دارایی [ ِ من] گستردگی و فراوانی نبوده­است، پس در طبع من عزّت و مناعت هست.

مفهوم بیت: مهم عزّت و مناعت طبع است و نداشتن مال مهم نیست.

۹۸٫گزینه  ۱ / ترجمۀ دو بیت: پس تو اگر یارانت را همگی [بر خود] عرضه کنی و آنها را بیازمایی، یاری پس از دیگر، از آنها حاضری را همچون حاضر من نمی­بینی و از غایب آنها همچون غایب من خشنود نمی­شنوی.

«لو» حرف شرط غیرعامل است و دو جملۀ بعد از آن، بیانگر مفهوم «شرط» هستند؛ «اگر عرضه کنی و بیازمایی …» آنگاه «نمی­بینی و خشنود نمی­شوی». یعنی جزای شرط(جواب شرط) در بیت دوم آمده­است. در محدودۀ درس دبیرستان «کلّ» که برای توضیح دربارۀ اسم ماقبل خود آورده­  شود، «مؤکّد» نامیده­شده­است، نه بدل. البته چون در فارسی، معادل نقش بدل است، می­توان تا حدّی آن را درست در نظر گرفت. دست­کم به اندازۀ گزینۀ ۱ نادرست نیست.

«تلق» (در اصل «تلقی») معتلّ ناقص است که مجزوم به حذف حرف علّه شده­است.

۹۹.گزینه ۳/ در ظاهر با پرسش سختی روبه­رو هستیم. شاید واقعاَ هم همین طور است. امّا سه گزینۀ دیگر اصلاً از محدودۀ منبع آزمون نیستند.

ترجمۀ بیت با گزینۀ درست: امّا میان شادی، یک بدی رخ داد و [مثالش] مرد با آب زلال خنک گلوگیر می­شود. (در هنگام لذّت از نوشیدن، آب در گلو می­پرد و لذّت را لحظه­ای متوقّف می­کند.)

گزینۀ ۱: پس دندان­فروبردن واقعه­ها، بر راستی آنها (نیزه­ها) افزود.

گزینۀ ۲: آیا مرا چنان می­بینی که برای حادثه­ها بیتابی و زاری کنم؟

گزینۀ ۴: شمشیر یمانی را آماده نکن.

۱۰۰٫گزینه  ۳ / بادر: مبادرت­کن، بپرداز – إلی اللّذّات: به لذّتها

 

4 دیدگاه ها

  1. zahra گفت:

    سلام . ببخشید جواب مرحله ی دوم حدودا کی میاد ؟خیلی طول نکشیده ؟؟حتی از مرحله ی اول بیشتر!؟!؟

  2. وهم سبز گفت:

    سلام و با تشکر از پاسخ نامه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *