پاسخنامۀ تشریحی مرحلۀ ۱ دورۀ ۳۰ – المپیاد ادبی
پس از آزمون
2017-01-24
دریافت کارت آزمون
2017-04-16
نمایش همه

پاسخنامۀ تشریحی مرحلۀ ۱ دورۀ ۳۰

فایل پرسش‌ها (کد یک) و کلید اولیۀ آن را که باشگاه دانش‌پژوهان جوان منتشر کرده است، از اینجا دانلود کنید.


توضیح ۱: پاسخ‌های داده‌شده، «پیشنهادهای وبگاه المپیاد ادبی» برای کلید سؤالات است (که به‌جز دو مورد، در باقی موارد اختلاف‌نظری با پاسخ‌نامۀ اولیۀ باشگاه ندارد).

توضیح ۲: کلید اولیه به پاسخنامۀ کلیدی باشگاه اطلاق می‌شود که پیش از بررسی اعتراضات و نظرات دیگران از سوی کمیته‌های محترم علمی منتشر می‌گردد. کلید نهایی، پس از بررسی‌های لازم، چند روز دیگر منتشر می‌شود و مبنای تصحیح اوراق قرار می‌گیرد.


۱. گزینۀ ۱.

در گزینۀ ۲ : پر از / در ۳ : رونگاری از / در ۴: بعد از

۲. گزینۀ ۳.

در این گزینه تنها به تخلص حافظ اشاره می‌شود.

مراجعه شود به درسهای همای رحمت / باغ عشق / و ادبیات سال اول بخش مشروطه شعر عارف قزوینی

۳. گزینۀ ۲.

درون مایۀ کباب غاز : از ماست که بر ماست

۴. گزینۀ ۴.

در گزینه‌های ۱، ۲ و ۳، مصراع دوم تمثیلی برای مصراع اول ا‌ست و هر بیت، تنها یک تمثیل دارد. اما در گزینۀ ۴، هر دو مصراع، تمثیلی برای مفهومی دیگرند («بالانشستن دود نسبت به شعله» و «بالاتر بودن ابرو نسبت به چشم» تمثیل‌هایی هستند برای بالاتر نشستن انسان‌های کم‌ارزش نسبت به انسان‌های ارزشمندتر).

۵. گزینۀ ۲.

رسم قرار دادن مرده در مسیر قبله و قرآن خواندن بالای سرش.

۶. گزینۀ ۱.

۷. گزینۀ ۴.

۸. گزینۀ ۴

در ۱: اجبار باعث خانه‌نشینی پدربزرگ است.

در ۲: آشنایی باترانه های محلی دلیل سعادت اوست.

در ۳: اوضاع اقتصادی و مالی خانواده مورد نظر است.

۹. گزینۀ ۱.

واو عطف است.

۱۰. گزینۀ ۳.

در مورد سایر گزینه‌ها:

گزینۀ ۱: دارد فراموش می‌کند فعل مستمر نیست. «دارد» یک فعل ساده است و «فراموش کند» یک فعل مرکب. اقویا به‌درستی وابسته‌ی وابسته (مضاف‌الیه مضاف‌الیه ) دانسته شده است اما بحث وابستۀ وابسته در زبان فارسی ۳ آمده که جزو منابع این مرحله نیست.

گزینۀ ۲: «جلب حمایت اقویا» گروه متممی است و هستۀ آن «جلب» است. بنابراین نمی‌توان گفت «حمایت اقویا» متمم است. ضعیفان متمم اسم است.

گزینۀ ۴: «وظیفه» مفعول جملۀ پیرو است. حرف ربط وابسته‌ساز «که» در ابتدای این جمله حذف شده است (نمی‌خواهد که…). جملۀ پایه این است: «از نامه‌های عتاب‌آمیز فارسی نیز پیداست». نامه‌ها متمم است و مورد سوم هم که به‌وضوح نادرست است.

۱۱. گزینۀ ۳.

بسیار مسند است.

۱۲. پاسخ باشگاه: گزینۀ ۲؛ پاسخ ما: گزینۀ ۳.

اختلاف در این است: ظاهراً از نظر کمیتۀ محترم، «بیرون کردن» فعل مرکّب است؛ ولی از نظر ما به دو دلیل، «بیرون» مسند و «کرد» فعل اسنادی است:
۱. می‌توان «بیرون کرد» را در این جمله، به‌صورت «بیرون گرداند / ساخت» درآورد: امید تجدید دیدار شمس را از خاطر بیرون گرداند / ساخت.
۲. می‌توان جمله را اینگونه بیان کرد: امید تجدید دیدار شمس از خاطرِ [مولانا] بیرون بود.

گروه‌های اسمی: بازگشت، قونیه، خود، موسیقی، سرودن، سماع، عشق شمس، یاد او، غزل‌های پرشور و عاشقانه، قوالان، مجالس سماعش، صدها نوبت، امید تجدید دیدار شمس، خاطر، بیرون [مورد اختلاف]، دل، این امید، این رفت‌وآمد، آرامش خاطر، او.

۱۳. گزینۀ ۳.

خود، او، ش (سماعش)، او.

۱۴. پاسخ باشگاه: گزینۀ ۲؛ پاسخ ما: گزینۀ ۳.

جمله‌های مستقل: ۱. از ابتدا تا «… داده است»؛ ۲. از «مسافری…» تا «… نمی‌یابد»؛ ۳. از «نه فقط…» تا «… کرده است؛ ۴. از «بلکه…» تا «… نمی‌شود».

ظاهراً طراحان سؤال «بلکه» را حرف ربط وابسته‌ساز شمرده‌اند. اما «نه فقط… بلکه» روی هم تکواژ گسسته است (دستور زبان فارسی ۱، وحیدیان کامیار و عمرانی: ۱۱۴) و پیوند هم‌پایه‌ساز است نه وابسته‌ساز. در جملۀ مرکب، جملۀ وابسته جزئی از جملۀ هسته است (همان: ۱۱۷). روشن است که با این تعریف، این عبارت جملۀ مرکب نیست و «بلکه» نیز حرف ربط وابسته‌ساز نیست.

۱۵. گزینۀ ۳.

باغ فیروزی (چون فیروزی اسم خاص است نه صفت)، جای خود، گذشت قرن‌ها، دولت محمود، غبار ویرانی، غبار پریشانی، آتش انتقام، انتقام خویش، خاموشی‌های غزنه، دلتنگی‌های غزنه. این سؤال هم مربوط به زبان فارسی ۳ است.

۱۶. گزینۀ ۴.

صفحۀ ۸۶ کتاب تاریخ ادبیات ۱.

۱۷. گزینۀ ۳.

گزینه­های اوّل و دوم و چهارم، دربردارندۀ شرح حال صوفیان هستند. (طبقات­الصوفیه و کشف­المحجوب صفحۀ ۹۵، تذکره الاولیاء صفحۀ ۱۵۱، فیه ما فیه صفحۀ ۱۵۶)

۱۸. گزینه ۳.

صفحۀ ۱۲۱ و ۱۲۲.

گزینۀ اول: سندبادنامه به فارسی باستان ترجمه نشده است. (صفحۀ ۱۱۶ و ۱۱۷) گرینۀ دوم: راوی سمک عیار صدقه بن ابی‌القاسم نام دارد. (صفحۀ ۱۱۶) گزینۀ چهارم: متن راحه­الصدور به صورت کامل به ما رسیده­است. (صفحۀ ۱۲۰ و ۱۲۱)

۱۹. گزینۀ۲.

صفحۀ ۱۳۵.

۲۰. گزینۀ ۱.

گوته کلاسی­سیسم را سلامتی و رمانتی­سیسم را بیماری می­داند. (صفحۀ ۱۹۰)

۲۱. گزینۀ ۴.

معنی درست در گزینه‌های دیگر: گزینۀ ۱: آشفته و پریشان شد و به راه افتاد؛ گزینۀ ۲: کسی از گونۀ…؛ گزینۀ ۳: مشهور شد.

۲۲. گزینۀ ۴.

بیت دربارۀ خاندان ماهوی سوری است.

۲۳. گزینۀ ۱.

همۀ گزینه‌ها از زبان رستم‌اند و گزینۀ ۱ از زبان سعد است.

۲۴. گزینۀ ۱.

بیت ۱۹۷.

۲۵. گزینۀ ۴.

بیت ۲۱۹.

* نکته: در متن شاهنامۀ فردوسی، شخصیتی به نام «رستم فرخزاد» (که بنابر بعضی کتب تاریخی در صورت سؤال آمده است) نداریم؛ یعنی فرّخزاد در شاهنامه، برادر رستم است، نه پدر او. نام پدر این دو پهلوان، در شاهنامه (و البته برخی منابع دیگر) «هرمز» است.

۲۶. گزینۀ ۳.

«ی» در «چندی» تکواژ تصریفی (یای نکره/وحدت) است. در گزینه‌های دیگر، «ی» در واژه‌های «دینی»، «کارزاری»، «آگهی»، «نهانی»، «رهی» به کار رفته است که در چهار واژۀ نخست، تکواژ اشتقاقی است و در واژۀ آخر، امروزه جزو خود واژه محسوب می‌شود.

۲۷. گزینۀ ۴.

معنی درست در گزینه‌های دیگر: گزینۀ ۱: تجهیزات و یراق اسب؛ گزینۀ ۲: چرا درنگ می‌کنی؛ گزینۀ ۳: خسرو (نام آسیابان) به او نگریست و سرگشته شد.

۲۸. گزینۀ ۳.

همۀ ابیات مربوط به ماجرای خیانت ماهوی سوری به یزدگرد و تنها ماندن پادشاه در نبرد ترکان‌اند. بیت «پ» مربوط است به نبرد رستم و سعد.

۲۹. گزینۀ ۳.

اساس اظهار نظر شاعر در گزینه‌های دیگر، چنین است:

گزینۀ ۱: زمانه = زِ ما نه! (به‌همین‌خاط می‌گوید: زمانه زِ ما نیست (از ما نیست))؛

گزینۀ ۲: جهان = جهنده (اگرچه «جهان» در معنی «عالم» به‌لحاظ ریشه‌شناختی، با «جهیدن» ربطی ندارد، شاعر شباهت ظاهری این دو واژه را مدنظر داشته)؛

گزینۀ ۴: هوشنگ = هوش + فرهنگ.

۳۰. گزینۀ ۱.

شاعر «حرف‌ها و اندوه درونی پادشاه» را در کنار فعل «برفشاند» آورده است. پس استعاره‌ای ساخته است که طرف محذوف آن، «درّ و گوهر یا هرچیز برفشاندنی دیگری» است. بدین‌ترتیب، مفهومی ذهنی (حرف و اندوه) را با تعبیری حسی و مادی (در و گوهر و…) بیان کرده است.

۳۱. گزینۀ ۳.

«گاهِ شاه» یعنی «تختِ پادشاه». در گزینه‌های دیگر، صورت مرتّب شدۀ جملات، چنین است:دهقان به‌بالای او سرو نکشت؛ [درحالی‌که] دل [او] پر از خون [بود]؛ [درحالی‌که] چشم [او] پر از آب [بود].

۳۲. گزینۀ ۴.

«هم» یک هجای بلند است. در گزینه‌های ۱ و ۲، بنابر ویژگی‌ای در شعر کهن، «کر» و «کژ» را باید با تشدید خواند: karr و kažž (با اینکه هیچ‌کدام در انتهای خود حرکت ندارند و حرف پایانی هردوشان ساکن است). بنابراین، هر دو واژه یک هجای کشیده‌اند که به‌لحاظ وزن شعر، معادل یک هجای بلند و یک هجای کوتاه است؛ درست مثل «تیره».

۳۳. گزینۀ ۲.

معنی درست گزینه‌های دیگر: گزینۀ ۱: زیان حاصل می‌شود (زیان بر سرتان می‌آید)؛ گزینۀ ۳: منّتی بر او بگذارد؛ گزینۀ ۴: پارچۀ بریده‌نشده.

۳۴. گزینۀ ۴.

واژۀ مشخص‌شده در همۀ گزینه‌ها «مفعول» است: زمین [سنگینی] سپاهش را برنمی‌تابد (تحمّل نمی‌کند)؛ حتی اگر چرخ گردان زین تو را بکشد…؛ اگر براندازه جهان را بجویی…

در گزینۀ ۴، «سم» را هم می‌توان نهاد و هم مفعول گرفت: ۱. سم اسب‌ها سر [بریده‌شدۀ] انسان‌ها را لمس می‌کرد (به سر آدمی برخورد می‌کرد)؛ ۲. سر [بریده‌شدۀ] انسان‌ها سم اسب‌ها را لمس می‌کرد (به سم اسب‌ها برخورد می‌کرد).

بنابراین، چون در یک معنی، «سم» نهاد است و در گزینه‌های دیگر، واژه‌ها فقط و فقط می‌توانند مفعول باشند، باید گزینۀ ۴ را به‌عنوان پاسخ درست درنظر گرفت.

۳۵. گزینۀ ۳.

این سؤال را باید از روی معنی پاسخ بدهید، نه از روی محفوظات! می‌گوید: اگر تو به‌خاطر حرف ماهوی سوری به جنگ بروی، … تو را بی‌خرد و سبکسر می‌نامد ـ گزینۀ ۱: مرد جنگ (آدم جنگجو)؛ گزینۀ ۲:مردِ چنگ (معنی خاصی ندارد! شاید بتوان آن را چنگ‌نواز معنی کرد)؛ گزینه ۳: مرد سنگ (آدم باوقار و اهل خرد)؛ ۴:مرد رنگ (شاید بتوان آن را حیله‌گر معنی کرد).

۳۶. گزینۀ ۱.

گزینۀ ۱ نزدیک‌شدن آسیابان را به یزدگرد توصیف می‌کند، برای کشتن او.

گزینه‌های دیگر، به‌ترتیب، توصیف‌کنندۀ «سوگواری مسیحیان بر یزدگرد»، «دفن‌کردن یزدگرد» و «رساندن خبر مرگ یزدگرد به مسیحیان» هستند.

۳۷. گزینۀ ۴.

در سه گزینۀ نخست، «مُهر» آمده، به‌معنی مُهر پادشاه که بر نگین انگشتری او نقش می‌شده و از نشانه‌های پادشاهی‌اش بوده؛ چراکه احکام مکتوب خود را با آن امضا می‌کرده است.

در گزینۀ آخر، «مِـهر» به‌معنی «محبّت، رحمت، لطف و رأفت» آمده است. در ابیات بسیاری از شاهنامه، «مِـهر و داد» را در کنار هم جزو ویژگی‌ها نیک افراد می‌بینیم.

۳۸. گزینۀ ۲.

«روشنِ کردگار» یعنی «کردگارِ روشن» (آفرینندۀ دانا؛ خالق عالِم)؛ و «چرخِ ماه» یعنی «آسمان اوّل از هفت‌آسمان که طبق نجوم کهن، جایگاه قرارگرفتن سیّارۀ ماه است».

باید دقّت کنیم که «روشنْ کردگار» (بدون نقش‌نمای اضافه) نیز معنی می‌دهد، امّا به‌خاطر وزن شعر، نمی‌توان این حالت را در بیت، درست دانست.

۳۹. گزینۀ ۳.

معنی درست گزینه‌های دیگر: گزینۀ ۱: گردش نبرد به‌سود کیست؛ گزینۀ ۲: این‌گونه راه و آیین مرا نگه دار و ادامه بده؛ گزینۀ ۴: میراث، به ارث رسیده.

۴۰. گزینۀ ۴.

در هر سه گزینۀ دیگر، «را» برای نهاد جملۀ مجهول آمده و در گزینۀ ۴ با معنی حرف اضافه به‌کار رفته است.

۴۱. گزینۀ ۲.

در این گزینه، «دیگر» مفعول است و در گزینه‌های دیگر، مسند.

۴۲. گزینۀ ۳.

در گزینه‌های دیگر، به جمله‌ای در انتهای جملۀ مستقل مرکّب نیاز هست که نیامده است:

هنگامی‌که در راندن تاریخ به جایی رسیدم که این دو سوار به تگیناباد رسیدیند، …

هنگامی‌که دانست که کار خداوندش ببود، …

حاجب فاضل که در غیبت ما نصیحتها کرده بود و ایشان سخن او را خوار داشته بودند، …

۴۳. گزینۀ ۱.

صص۵۸ـ۶۶.

۴۴. گزینۀ ۴.

برای آنکه داستان گفته‌شدن این سخن از زبان امیر مسعود را به خاطر بیاورید، صص۲۸ـ۳۰ را یک بار دیگر بخوانید.

۴۵. گزینۀ ۱.

تصحیح اشتباهات معنی در سایر گزینه‌ها:

۲. این اعداد است و رسمی = این خلعت بر سبیل تهیه و تمهید نعمت لازمه است؛

۳. قوم نوخاسته = گروه نودولت و تازه به‌دوران رسیده / پدریان = هواداران پدر (سلطان محمود)؛

۴. دهید = بزنید / حشمت = ترس.

۴۶. گزینۀ ۳.

«چقدر محتاطانه رفتار می‌کرد» سبکی امروزی دارد. بیهقی گفته است: «چه احتیاط کرد».

۴۷. گزینۀ ۱.

ایادی داشت نزدیک هرکس = در حق همه کس احسان کرده بود؛ بر گردن همه حقّ احسان و نیکی داشت.

۴۸. گزینۀ ۱.

تصحیح اشتباهات معنی در سایر گزینه‌ها:

۱. از ما نابه‌حق رنجید؛

۲. او را به حال خود نخواهند گذاشت؛

۳. اگر او را امروز بنابر این قرارداد و پیمان رها کنیم، …؛

۴۹. گزینۀ ۴.

معنی درست: به‌سبب مکر روزگار و زمانه.

۵۰. گزینۀ ۲.

عبارت دربارۀ تکیۀ امیر «محمد» بر تدبیر خویش است.

۵۱. گزینۀ ۴.

ساختمان دستوری سه گزینۀ اوّل: نهاد («آن …») + حرف ربط («که/چه») + فعل + همان فعل

ساختمان دستوری گزینۀ ۴: نهاد + فعل.

۵۲. گزینۀ ۴.

تصحیح اشتباهات معنی در سایر گزینه‌ها:

۱. اگر گویید = اگر موافقید و مصلحت می‌دانید؛

۲. هیچ کژی ننماید که از آنچه نهاده باشد، چیزی ندهد = هیچ بدعهدی نکند که از آنچه پیمان بسته و تعهد کرده است که بدهد، چیزی ندهد.

۳. تکلّف = رنج کشیدن.

۵۳. گزینۀ ۴.

در غمناک‌بودن بس فایده نیست = غمگینی، هیچ سودی ندارد.

قول = ترانه.

۵۴. گزینۀ ۳.

مهمل = متروک و به خود واگذاشته؛

محجم = باز ایستنده از ترس؛

اسنّ = بزرگسال‌تر؛ اینجا: بسیار مُسن.

۵۵. گزینۀ ۴.

کنایه‌ها، به‌ترتیب:

۱. کندشدن دندان‌ها (قطع‌شدن طمع‌ها)؛

۲. نشستن باد (ازبین‌رفتن غرور و تکبّر)؛

۳. زبان در دهان یکدیگر داشتن (حرف در دهان هم گذاشتن).

۵۶. گزینۀ ۳.

در این گزینه، تأکید بر علم مطلق خداوند و آگاهی او حتی بر باطن بندگان است.

۵۷. گزینۀ ۴.

مفهوم گزینۀ چهارم «بی­اعتنایی به هستی دیگران» است.

۵۸گزینۀ ۳.

درونمایۀ گزینه­های اول، دوم و چهارم چنین است: «حسد و دشمنی نسبت به کسی سبب می­شود که خوبی­های او هم در چشم بدی بنماید.» در گزینۀ سوم گوینده به مخاطب می­گوید که تو نسبت به من حسن ظن داری، من بدتر از آنم که تو بتوانی بگویی.

۵۹. گزینۀ ۱.

سایر گزینه­ها:

گزینۀ ۲:هر چه در توان داشت انجام داد و توانی در او نماند.

گزینۀ ۳: سر به کسی برداشتن کنایه از اعتنا و توجه کردن به دیگران است.

گزینۀ ۴: این گزینه توصیفگر درگیری سعدی و مدعی است: مدعی گریبان سعدی را می­درد و سعدی با او گلاویز می­شود.

۶۰. گزینۀ ۲.

استوار کرده بودند = سخت در بند کشیده بودند.

۶۱. گزینۀ ۱.

۶۲. گزینۀ ۳.

۶۳. گزینۀ ۱.

بخش دوم عبارت نادرست است و اشاره به ریاکاری صوفیان دارد.

۶۴. گزینۀ ۳.

سجع ویژگی نثر سعدی است.

۶۵. گزینۀ ۳.

۶۶. گزینۀ ۲.

بدرقه: نگهبان.

۶۷. گزینۀ ۴.

در همۀ گزینه‌های دیگر واو از نوع ربط است و در این گزینه از نوع عطف.

۶۸. گزینۀ ۳.

همۀ ابیات به تقدیر اشاره دارند و در گزینۀ ۳ شاعر به تلاش و فواید آن اشاره می کند.

۶۹. گزینۀ ۲.

«ی» در همۀ گزینه‌ها نکره است اما در گزینۀ دوم نسبت است.

(البته در گزینۀ نخست نیز امکان خواندن «ی» به شکل مصدری وجود دارد.)

۷۰. گزینۀ ۴.

ندیم ژنده‌پیر، یادگار ژنده‌پیر، روزگارآلود، میراث یا مرده‌ریگ، همگی در شعر به پوستین اشاره دارند.

۷۱. گزینۀ ۱.

رنگ سرخ نماد احزاب و جریان‌های کمونیست در نقاط مختلف جهان بوده است. ارتش سرخ هم نام ارتش بلشویک‌ها بود.

۷۲. گزینۀ ۴.

در سایر گزینه‌ها به «دندان بر جگر نهادن»، «آب از آسیاب افتادن» و «از این ستون تا آن ستون فرج است» اشاره شده است.

۷۳. گزینۀ ۳.

شعر ناامیدانه تمام می‌شود و شاعر امیدی به مرگ دقیانوس و برخاستن از خواب جادویی ندارد.

۷۴. گزینۀ ۲.

توجه اخوان بیشتر به آثار قدیم سبک خراسانی همچون آثار فردوسی است.

۷۵. گزینۀ ۱.

اخوان چند تجربه در سرودن شعر منثور هم داشته است.

۷۶. گزینۀ ۳.

در مورد سایر گزینه‌ها:

گزینۀ ۱: آه به صد گَله عفریته تشبیه شده است.

گزینۀ ۲: نهاد نگاه است.

گزینۀ ۴: «اندوه نگاه» اصلاً اضافه نیست و میان این دو کلمه باید مکث کرد.

۷۷. گزینۀ ۳.

در مورد سایر گزینه‌ها:

گزینۀ ۱: فعلی که در شعر آمده «رُسته» است نه «رَسته». رَستن یعنی رها شدن و رُستن یعنی روییدن.

گزینۀ ۲: وقایع شعر در هنگام طلوع رخ می‌دهد نه غروب.

گزینۀ ۴: بیم شاعر از گزند رسیدن به کبوتران است.

۷۸. گزینۀ ۱.

سطر آخر شعر بیانگر از دست رفتن دل شاعر است. مراعات‌النظیر بین کبوتر و برج است.

۷۹. گزینۀ ۳.

فعل امر «ببخشای» از مصدر بخشودن است که معنی آن رحم و شفقت کردن، مهربانی کردن و … است و در بیت به‌درستی معنی شده است.

خطاهای گزینه‌های دیگر:

گزینۀ ۱: «بدان» به معنی برای آن، به خاطر آن، به سبب آن، به آن سبب، تا آنکه است ولی به اشتباه «هشیار باش» معنی شده است.

گزینۀ ۲: در بیت مورد نظر، مفعول فعلِ خریدن،«عشق» است ولی در معنی بیت «دل» به عنوان مفعول فعل خریدن معنا شده است و …

گزینۀ ۴: صفرا کردن در معنای تندخویی کردن است.

۸۰. گزینۀ ۴.

راست باید: این جمله به همین شکل تمام است و «باید» در آن فعل اصلیست. یعنی راستی می باید. راستی لازم است و آنچه بعد از آن قرار دارد مصداق آن راستی است. در این جمله مصداق «راستی باید» شرمسار بودن از لب است که به درستی معنی شده است.

خطاهای گزینه‌های دیگر:

گزینۀ ۱: بحث سوال بر سر رنجی است که در فراق، عاشق تحمل می کند در واقع معشوق از عاشق (گوینده شعر/ انوری) می پرسد که در فراق چه رنجی میبینی.

گزینۀ ۲: در باقی کردن چیزی: تمام کردن آن و چشم پوشی کردن از آن است و به اشتباه پرداختن به آن معنی شده است.

گزینۀ ۳: بی خرده: صریح، روشن و بی پرده و در بعضی از شواهد در معنی «بی ادبی» است.

۸۱. گزینۀ ۱.

خطاب گزینه یک «دل » است. این غزل با بیت «ای دل تو مرا به باد دادی/ از بس که نمودی اوستادی» آغاز می شود و در تمامی ابیات روی سخن شاعر با دل است و در باقی ابیات خطاب شاعر با معشوق است.

۸۲. گزینۀ ۳.

توضیح سایر گزینه‌ها:

گزینۀ ۱: جملۀ سؤالی: ماه رخسارت نه بس در میغ هجر؟ (آیا این مقدار که روی پوشیده داشتی کافی نیست؟)

گزینۀ ۲: جملۀ سؤالی: هر زمان با من چه صفرا می کنی؟ (چرا هر زمان بر من خشم میگیری؟)

گزینۀ ۴: جملۀ سؤالی: بر سر خلقش چه رسوا میکنی؟ ( چرا او را در حضور مردم بی آبرو میکنی؟)

۸۳. گزینۀ ۱.

می‌کنی: وجه التزامی = بکنی. از من روی پنهان می‌کنی تا جهان را برام من چون زندان کنی.

در باقی گزینه‌ها وجه فعل اخباری است.

۸۴. گزینۀ ۱.

با می و جام آمدن در معنای حقیقی خود به کار رفته است.

کنایه‌های سایر گزینه‌ها:

گزینۀ ۲: در چشم کسی آب نبودن: کنایه از بی حیا و بی شرم بودن

گزینۀ ۳: در جوال کسی بودن: کنایه از فریب کسی را خوردن.

گزینۀ ۴: آستین برکردن به کاری: کنایه از آماده شدن برای آن کار.

۸۵. گزینۀ ۱.

در تمامی گزینه‌ها، به‌جز گزینۀ ۱، «تا» حرف ربط است به معنای به محض اینکه، همین که ، مثلا در گزینۀ ۲: «سپر افکنده آسمان تا تو.. »یعنی همین که تو جور را آغاز کردی آسمان جفاکار در مقابل تو تسلیم شده است ولی در گزینۀ ۱«تا» حرف اضافه است و به همراه «کی»معنای تا چه زمانی را دارد.

۸۶. گزینۀ ۲.

در گزینۀ ۲، «ی» مصدری (اشتقاقی اسم‌ساز) است؛ ولی در سایر گزینه‌ها «ی» نکره است.

۸۷. گزینۀ ۴.

در گزینۀ ۴، «چون» ادات تشبیه نیست و به معنی «وقتی که» است و بیت خالی از تشبیه است.

توضیح سایر گزینه‌ها:

گزینۀ ۱: عاشق را سگ کوی خود بشمار و بر او رحم کن. (تشبیه معشوق به سگ کوی)

گزینۀ ۲:معشوقه نیی که روزگاری: تشبیه معشوق به روزگار از نظرزیان رسان و فریبکار بودن او.

گزینۀ ۳: اگر مانند روزگار نبودی از من برنمی گشتی یعنی تو مانند روزگاری و هم تو و هم روزگار از من روی گردانیدهاید.

۸۸. گزینۀ ۴.

نام کسی بر یخ نگاشتن: او را به کلی فراموش کردن و نابوده انگاشتن وی.

۸۹. گزینۀ ۲.

به سرم: قسم به سر خودم، سوگند به سر خودم.

۹۰. گزینۀ ۱.

در تمامی گزینه‌ها، «م» نقش مفعولی دارد جز در گزینۀ ۱ که «م» مضاف الیه است. پایم بسته می‌دار: پای مرا ببند.

گزینۀ ۲: با فرقت خویشم آشنا کرده: «مرا» با فراقت خویش آشنا کرده ای.

گزینۀ ۳: برنیارم سر گرم در سر زنش/ ساعتی صدبار در پای افگنی: اگر «مرا» در سرزنش …در پای افگنی…

گزینۀ ۴: تو داری سر آن که در پای خویشم/ز پای اندر آری و سر برنیاری: تو سر آن داری که «مرا» در پای خویش اندازی و…

۹۱. گزینۀ ۳.

«چون» در گزینۀ ۳ ادات تشبیه است و در سایر گزینه ها در معنی «وقتی که» است.

۹۲. گزینۀ ۳.

با کاستن یک هجا از پایان مصراع وزن شعر تبدیل میشود به وزن مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن که در بحرم مضارع است و از پرکاربرترین وزن‌های شعر فارسی است.

۹۳. گزینۀ ۱.

در گزینۀ ۱ منادای جمله «جان من» است ولی در سایر گزینه ها منادا «کسی که» محذوف است. و کلمۀ بلافصل حرف ندا (یعنی ایزد، رنج فراق و رخت)را نمی توان منادا دانست.

۹۴. گزینۀ ۱.

گزینۀ ۱ یک هجا کم دارد.

گر م نن در / عش ق جز/ در د یا ری/ دا ر می

-U-/–U-/-U-/–U-

هر ز ما نی/تا زه با وص/ ل تو کا ری/ دا ر می

-U-/–U-/–U-/–U-

شاید مصراع نخست بدین صورت بوده است: گر من اندر عشق «تو» جز درد یاری دارمی…

۹۵. گزینۀ ۲.

شاد بادی (فعل دوم شخص)

۹۶. گزینۀ ۴.

دعوت– ک-اجبت– ی-سألت– ک – أعطیت– ی – رغبت – إلیک– رحمت– ی

۹۷. گزینۀ ۲.

جملۀ ایان یوم الدّین یک جملۀ اسمیه است که مفعول یسألون واقع شده است. ایّان اسم استفهام به معنای «چه وقتی» و خبر مقدم است. یوم مبتدای موخر و مرفوع است.

۹۸. گزینۀ ۴.

معنی بیت: او یاری است که به شفاعت او امید می­رود، بر هر ترسی از ترسها هجوم­برنده است.

مقتحم خبر دوم برای «هو» است. «تُرجی» فعل مجهول و شفاعت نایب فاعل آن است.

۹۹. گزینۀ ۱.

معنی گزینه­‌ها:

گزینۀ ۱: برای به دست آوردن شهد، چاره­ای از نیش زنبور نیست.

گزینۀ ۲: در ساکن صدف نمی­‌ماند.

گزینۀ ۳: هرکس قصد دریا کند جوی­ها را خرد شمرد.

گزینۀ ۴: من غریقم، از تر شدن نمی­ترسم.

۱۰۰. گزینۀ ۳.

ترجمه: کسی که ذاتی عبوس دارد، زیبایی را نمی­بیند.

جمال: مفعول به منصوب / مَن: موصول / نفسٌ: مبتدای موخر و مرفوع / عبوس: صفت برای نفس و مرفوع

 


پاسخ‌نویسان (به‌ترتیب الفبا):

سامان جواهریان ـ سارا سعیدی ـ شهرزاد شهدوست ـ سیاوش گودرزی ـ سحر مهرابی ـ انیس ناصری

33 دیدگاه ها

  1. انسیه گفت:

    میشه لطفا خود دفترچه رو هم بذارین؟؟؟؟؟

  2. انسیه گفت:

    معذرت میخوام!
    انقدر هول بودم ندیدمش!

  3. انسیه گفت:

    سوال ۶۶ گزینه دوم درسته.
    توضیحاتتون کامله ولی گزینه رو اشتباه نوشتین

  4. معین گفت:

    سلام و خسته نباشید
    به نظر شما درصد ۳۰ در آزمون امسال قبول میشه؟؟

    • المپیاد ادبی گفت:

      سلام. دربارهٔ درصد قبولی نمی‌توان پیش‌بینی دقیقی کرد. ولی امیدوار باشید؛ به‌یاری خدا قبول می‌شوید.
      البته تذکر این نکته ضروری است که چون نمرهٔ منابع غیردرسی مرحلهٔ اول در نمرهٔ نهایی مرحلهٔ دوم تأثیر مستقیم دارد، اگر در مرحلهٔ اول با درصدی نظیر ۳۰٪ (که احتمالا تمام آن هم مربوط به منابع غیردرسی نیست) قبول شوید، در مرحلهٔ بعد، کاری بسیار دشوار در پیش خواهید داشت و باید پشتکاری فراوان به خرج دهید.
      به امید موفقیت و سربلندی شما

  5. محمد دائمی (معلم +24ی) گفت:

    سلام و خدا قوت به همه ی شما اساتید و دوستان عزیزم
    مشغول بررسی سوالات و جواب های پیشنهادی شما بزرگواران بودم . تا این جایی که فعلا بررسی کرده ام ، یک مورد سوال داشتم !
    در سوال ده ، گزینه ی درست از جانب آن بزرگواران ، گزینه ی یک اعلام شده در حالی که “دارد فراموش می کند ” فعل مستمر نیست . در واقع “دارد” فعلی است و “نمی خواهد + فراموش کند” فعلی دیگر ! به علاوه در توضیح گزینه ی سوم ذکر شده است که علت دقیق نبودن گزینه ی سوم آن است که یا باید هسته ی گروه اسمی به عنوان متمم اعلام شود و یا کل گروه اسمی به عنوان گروه متممی معرفی گردد . مشکل چندان قابل توجهی در در این گزینه نیست ، زیرا گروه اسمی “یک واعظ شحنه شناس” گروه اسمی (متممی) است و هسته ی آن “واعظ” ، متمم خواهد بود ؛ اما به نظر می رسد به علت اینکه “واعظ شحنه شناس” در کوتیشن آمده و نقل قول مستقیم است ، به آن به صورت یک عبارت یک پارچه نگاه شده نه ترکیب وصفی .

    • المپیاد ادبی گفت:

      سپاسگزار. پاسخنامه اصلاح شد. البته «نمی‌خواهد+ فراموش کند» یک فعل نیست. دو فعل هستند برای دو جمله‌ی مختلف. همان‌طور که در پاسخنامه اشاره کردیم پس از «نمی‌خواهد» حرف ربط «که» محذوف است.

  6. بهار گفت:

    سلام.درمورد سوال ۷۱ موافق نیستم چون انقلاب سرخ روسیه پیروز شد اما این درمورد انقلابی داره صحبت میکنه که شکست خورده پس من فکر میکنم مشروطه درست تر باشه.

    • المپیاد ادبی گفت:

      سلام. سپاس از توجه شما. در شعر هیچ اشاره‌ای به شکست انقلاب نیست. بلکه می‌گوید این طوفان سرخ که در سواحل جیحون رخ داد، رؤیای نو کردن پوستین را به باد داد و پدر شاعر را به ساحل کشف‌رود (در نزدیکی مشهد) رساند. مطالعه‌ی زندگینامه و احوال شاعر نشان می‌دهد که پدر او در جوانی برای تجارت به شهر دوشنبه رفت اما پس از انقلاب بلشویکی اموالش مصادره شد و ناچار دست خالی به مشهد برگشت و مغازه‌ی عطاری باز کرد (به شغل عطاری پدر شاعر در بند بعد اشاره شده است). بنابراین منظور از طوفان سرخ‌گون بی‌شک انقلاب بلشویکی است.

  7. سلمک گفت:

    با عرض سلام و ادب.
    در بخش تشریحی سوال ۹۲ اشتباهی وجود دارد؛ وزن مفعول فاعلات و مفاعیل فاعلن بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف/مقصور هست نه بحر مجتث.

  8. zsgh410 گفت:

    سلام ببخشید پاسخنامه کد دو رو هم قرار میدید؟

    • المپیاد ادبی گفت:

      سلام. نگران نباشید. تفاوت کد یک و دو فقط در ترتیب قرارگیری سؤالات بوده است و هیچ‌تفاوتی بلحاظ محتوایی ندارند.
      متأسفانه چون باشگاه دانش‌پژوهان فقط دفترچهٔ کد یک را منتشر کرده است، ما به ترتیب سؤالات کد دو دسترسی نداریم.
      اما درهرحال شما با دانلود دفترچهٔ کد یک و خواندن پاسخنامهٔ تشریحی ما، هرآنچه را در دفترچهٔ کد دو آمده بوده و همچنین پاسخ‌های آنها را پیش چشم خواهید داشت.

  9. معین گفت:

    سلام و خسته نباشید
    به نظر شما درصد ۳۰ در آزمون امسال قبول میشه؟؟؟؟

    • المپیاد ادبی گفت:

      سلام. دربارهٔ درصد قبولی نمی‌توان پیش‌بینی دقیقی کرد. ولی امیدوار باشید؛ به‌یاری خدا قبول می‌شوید.
      البته تذکر این نکته ضروری است که چون نمرهٔ منابع غیردرسی مرحلهٔ اول در نمرهٔ نهایی مرحلهٔ دوم تأثیر مستقیم دارد، اگر در مرحلهٔ اول با درصدی نظیر ۳۰٪ (که احتمالا تمام آن هم مربوط به منابع غیردرسی نیست) قبول شوید، در مرحلهٔ بعد، کاری بسیار دشوار در پیش خواهید داشت و باید پشتکاری فراوان به خرج دهید.
      به امید موفقیت و سربلندی شما

  10. محمد دائمی (معلم ، 24 ی) گفت:

    ضمن سلام مجدد و سپاس از توجه و پیگیری شما استادان عزیزم
    در مورد سوال دوازده ، از آن جهت که پیش از ارائه ی کلید اولیه نیز ابهاماتی داشته ام ، تلاش کردم تا برای هر دو حالت مرکب بودن “بیرون کرد” یا ساده بودن فعل جمله استدلال هایی بیابم . علیرغم اینکه در بدو امر با نظر شما بزرگواران موافقم ، اما مواردی که در ادامه می آیند تامل برانگیزند . راهنمایی شما ، موجب امتنان خواهد بود .
    ۱- علیرغم اینکه در دفاع “داشتن معنای اسنادی ” برای فعل “کرد” می توان آن را با “ساخت ” یا “گرداند” یا “نمود” تعویض کرد اما در صورتی که “بیرون ” مسند باشد ، باید با مجهول کردن جمله ، پس از تبدیل شدن مفعول کنونی به نهاد ، جمله ی جدید سه جزئی اسنادی باشد یعنی : امید از خاطر بیرون شد . و در این صورت “شد” نیز باید معنای اسنادی بدهد . اما به نظر می رسد در اینجا “اسناد” یا “ربط”ی رخ نداده است ؛ فی المثل با تعویض فعل “شد” با “است” جمله به صورت “امید از خاطر بیرون است” در می آید و در این جا “است” معنای “قرار داشتن” یا “وجود داشتن” می دهد نه اسناد ؛ همچنان که در جمله ای مانند “علی بیرون از کلاس است/علی از کلاس بیرون است” .
    به عنوان یک مثال مشابه دیگر برای بررسی می توان به جمله ی ” استاد ، مطالب را بیان کرد” اشاره کرد . علیرغم اینکه فعل “کرد” قابل جایگزینی با “نمود” است اما “بیان” مسند نیست و پس از مجهول کردن جمله : “مطالب بیان شد” نمی توان “شد” را با “است” جایگزین کرد : “مطالب بیان است” اما در جمله ای مثل” او چراغ را روشن کرد” که “روشن” مسند است ، بر خلاف موارد بالا می توان گفت “چراغ روشن شد” و معنای اسنادی به وضوح با تعویض”شد” و “است” قابل استنباط خواهد بود : “چراغ روشن است” .
    ۲- می توان فعل “کرد” را با فعلی مانند “راند” جایگزین کرد و در این صورت در حالت مجهول جمله به صورت “امید از خاطر بیرون رفت/رانده شد” در خواهد آمد

    • المپیاد ادبی گفت:

      سپاس از دقت و توجه شما.
      مقایسهٔ «بیرون کردن» و «بیان کردن» درست نیست. زیرا در دومی «کرد» را تنها با «نمود» می‌توان جایگزین کرد. برای تعیین اسنادی بودن یا نبودن فعل باید کرد را با «ساخت/گرداند» جایگزین کرد. چراکه «نمود» در کاربردهای غیراسنادی نیز قابل جایگزینی با «کرد» است. برای همین است که می‌توان گفت «بیان نمود» اما نمی‌توان گفت ‌«بیان ساخت».
      جایگزینی با «راندن» هم معیار درستی نیست. چراکه دو فعل یا عبارت می‌توانند هم‌معنی باشند اما ساختار یکسان نداشته باشند. مثلاً «لباس را به جالباسی آویخت.» و «لباس را به جالباسی آویزان کرد.» ساختار یکسان ندارند. جملهٔ اول چهارجزئی با مفعول و متمم است و جملهٔ دوم چهارجزئی با مفعول و مسند.
      اما اینکه ظاهراً در «امید تجدید دیدار شمس از خاطرش بیرون بود»، «بود» اسنادی نیست و معنی «قرار داشتن» می‌دهد جای تأمل دارد. شاید بتوان آن را اینگونه توجیه کرد: واژهٔ «بیرون» هنگامی که تنها می‌آید اسم است. اما وقتی همراه متممش می‌آید کاربردی صفت‌گونه می‌یابد. چنانکه نمی‌توان گفت «باغِ بیرون» اما می‌توان گفت «باغِ بیرون از شهر». در اینجا هم متمم (از خاطرش) در جمله آمده است و اگر بپذیریم در اینجا هم نوع دستوریِ «بیرون» صفت است، «بود» دیگر معنی قرار داشتن نمی‌دهد و باید آن را فعل اسنادی دانست. در نتیجه این جمله سه‌جزئی با مسند و جملهٔ اصلی نیز (جمله‌ای که در متن سؤال آمده است) چهارجزئی با مفعول و مسند است.

  11. هدیه گفت:

    سلام خسته نباشید
    باتوجه به توضیحاتی که برای سوال۴نوشتید،گزینه ی صحیح،گزینه ی ۴نیست؟

    • المپیاد ادبی گفت:

      سلام. ممنون. چرا، گزینهٔ ۴ مدنظر بوده است؛ ولی به‌خاطر اشتباه تایپی، گزینهٔ ۳ نوشته شده بود که اصلاح شد.
      سپاس

  12. وهم سبز گفت:

    سلام.
    ببخشید شما فکر می کنید از ۱۵ درصد این مرحله چند درصد گرفته باشیم خوبه؟

  13. Dr.ali گفت:

    سلام
    ببخشید معلوم نیست که اسامی پذیرفته شدگان رو کِی اعلام میکنن؟ چرا انقدر طول کشید؟ مگه چند میلیون! نفر شرکت کننده داشته؟???

  14. مونس گفت:

    سلام
    خسته نباشید
    ببخشید می خواستم بپرسم نتایج حداکثر تا کی اعلام می شه ؟

    • المپیاد ادبی گفت:

      سلام.
      پیش‌بینی قطعی‌ای نداریم.
      تنها چیزی که قطعی است، این است که پیش از سال جدید شمسی، نتایج اعلام می‌شود! بنابر تجربه، احتمال اینکه تا اواسط هفتهٔ بعد (شاید هم تا آخر همین هفته) نتایج اعلام شوند، بسیاربسیار زیاد است.
      به‌علاوه، برای اطلاع از آخرین اخبار المپیاد ادبی، می‌توانید در کانال تلگرام ما عضو شوید:
      t.me/olympiad_adabi
      @olympiad_adabi

  15. مونس گفت:

    ممنون می شم اگه جواب بدید

  16. فاطمه چگنی گفت:

    یاد خودمون افتادم 🙂

    اون شیش روزی که با هم توی عید گذروندیم از بهترین روزهای عمرم بود. برعکس دوره که تمام خوشی اون شیش روز رو از جونم کشید بیرون…

    آرزوی موفقیت برای همه بچه‌ها 🙂

  17. مونس گفت:

    ببخشید …
    تو چه سایتی باید بریم برای نتایج که ببینیم اومده یا نه ؟

    • المپیاد ادبی گفت:

      اعلام نتایج را در همین وبگاه (المپیاد ادبی) و کانال تلگرامی‌مان اعلام می‌کنیم:
      t.me/olympiad_adabi
      @olympiad_adabi

      همچنین، منبع رسمی اعلام نتایج، وبگاه زیر است:
      ysc.ac.ir

  18. مونس گفت:

    نتایج اومد !

  19. سارا گفت:

    سلام
    به نظر شما برای حافظ شرح اقای خرمشاهی خوبه یا اقای خطیب رهبر؟

  20. وهم سبز گفت:

    سلام
    ببخشید شما از کجا می دونید زمان آزمون کیه؟

  21. سارا گفت:

    اقای ش فک کنم دانش پژوهان جوان اعلام کرده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *